
ياد ايام...
۱۳۸۷/۱/۳۱(۱۶۲) ← 
۱۳۸۶/۲/۱(۱۱۳) ←
بخوانيد
۱۳۸۵/۲/۲ (۶۴) ←
بخوانيد
۱۳۸۴/۲/۳ (۱۵) ←
بخوانيد
پيش درآمد
سلام. بابا دست خوش خير سرمون خواستيم كاري كنيم كه گوي دادن هفتگي به مجله فقط سليقه ما نباشه. اما دريغ از يك نفر كه گوي بده. اگه اين قسمت حذف شد بعدا نگيد حق انتخاب نداريمها. لذا از همين جا دوباره از همه خوانندههاي مجله همشهري جوان دعوت ميكنم براي انتخاب گوي خوانندگان هفته نظر بدهند.
راستي من بعد توي بخش نظرات در صورتي كه نظرتون ربطي به مطالب مجله نداشته باشه متنش بعد از مطالعه پاك خواهد شد. (گفتيم كه بعدا دلخور نشيد!)
لينكهاي مكمل
محمدرضا شفيعي كدكني: ويكيپديا ، ديوان اشعار ( 1 و 2 )
چارلتون هستون در ويكيپديا
1408: ويكيپديا ، قطعاتي از فيلم
آرتور چارلز كلارك: ( 1 و 2 ) ، ويكيپديا ( 1 و 2 )
عراق پس از اشغال: ويكيپديا
شهرام ناظري در ويكيپديا ، نمونهاي از آثار ( 1 و 2 )
سهراب سپهري: سايت رسمي ، مجموعه آثار ، ويكيپديا ، زندگينامه
حاج محمد ميرزا كاشف السلطنه در ويكيپديا
آلپاچينو: ويكيپديا ( 1 و 2 ) ، زندگينامه ( 1 و 2 ) ، نمونه اثر ، حضورش در اكتورز استوديو ، بخشي از يك مصاحبه
سعدي: ويكيپديا ، ويكيگفتار ، آثار
سروانتس در ويكيپديا
گوي و تمشكهاي اين هفته:
گوي اين هفته را تقديم ميكنيم به صفحه سينمايي و تحليل كاملش از فيلم 1408. ضمن تشكر از موضوع ويژه و صفحه روزها كه در كمال استحقاق جهت گوي گيري به خاطر گرفتن دو تا تمشك كوچولو عرصه را به صفحه سينمايي باختند.
وه! كه چه ميكنه ستون گوي و تمشك امسال؛ بابا دست مريزاد شما كه قراره تمشك بديد فكر نميكنيد ضايع باشه خودتون تمشك بگيريد: آخه B-movie هم شد Bee movie ؟؟؟
نميدونم آخه بچه مثبتتر از اين آقاي عيسي محمدي نبود بفرستيدش توي دهن گرگ بلوتوث بازي، بيخيال آقاي محمدي اما دفعه بعد اگه خواستيد از اين كارها بكنيد گوشيتون را ميتونيد روي حالت Silent قرار بديد تا جلوي جمع سرخ و سبز نشيد (ضمن تشكر از يادآوري دروغگوي خوش حافظه)
ميدونيد هر چقدر يك جمله قشنگ براي اولين بار توي يك متن اون متن را قشنگ ميكنه تكرار اون به همون اندازه و شايد با نسبت تصاعدي اون متن را از ريخت خواهد انداخت: ر. ك. به گزارش آقاي عيسي محمدي و تكرار جمله «نخوردهايم نون گندم...» (باز هم تشكر از يادآوري دروغگوي خوش حافظه عزيز)
هر كي موفق شد مقدمه مصاحبه با صابر ابر را در كمتر از يك ساعت بخونه شاهكار كرده... اين سيستم چهار خط در دو خط چي بود كه اينجا پياده كرده بوديد؟ يه كم هم به فكر چشم و چار ما باشيد بد نيست ها!
شيش صفحه در مورد يه آدم معروف بنويسي بعد توي اون به جاي «آرتور سي كلارك» اومده باشه «آرتور سي مكلارك». ر. ك. بالاي صفحه 37 (از حق نگذريم زحمتتون براي موضوع ويژه قابل تقديره)
توي صفحه راهنما «سريالي كه نگرفت» ضمن تاكيد بر يك شب در ميان بودن سريال روزهاي پخش اون را شنبه دوشنبه سه شنبه و چهار شنبه معرفي كردهاند: الف)پرستاران به خاطر جذابيت بالاي اين فيلم ميدون را خالي كرده! ب) سهشنبه يك شب در ميان دو شنبه و چهار شنبه است! ج) الف نون ب توهم زده د) مگه 5/10 نبايد چت روم باشيم؟؟؟
به استشهاد دوست خوبمون «علياكبر» يه تمشك هم ميدهيم به آدرس دادن نمايه صفحه روزها چون توي صفحه 49 شماره 127 چيزي در مورد سهراب سپهري وجود نداره!
و اما توده كشت عزيز در حالي كه از دقت و ظرافت ايشون در امر ه. ج. خواني ما در حال جمع كردن فك خودمون بوديم اين محموله تمشك را به وبلاگ تحويل دادند و دستور دادند بپزيم:
بابا دست خوش ستون گوي و تمشك! فكر ميكنم اگه همينجور پيش بره جواد خياباني بايد بره كنار بوق بزنه! شما كه به اين سريال طفلكي «بيداري» تمشك داديد بهتره يه سري به كتاب قانون بزنيد: طبق قانون جديدا سرپرستي پسر هم تا هفت سالگي بر عهده مادره. به خدا اين تمشكها خوردن نداره!
لطفا متن زير را به زبان شيواي فارسي ترجمه كنيد: «بعد از 9 سال، بالاخره در بيست و دومين پنجشنبه فروردين امسال نمايشگاهش را در فرهنگسراي نياوران افتتاح كرد»!!! (ر. ك. صفحه گالري)
توي صفحه راهنماي سينما و تلويزيون قسمت «بازگشت پاريكال» اسم نويسنده رمان يعني «هكتور مارلو» به اشتباه «هكتور مالو» درج شده (نميدونم اما انگار اين مجله با اسم افراد مشكل داره!!!)
راستي آقاي فرحبخش از كي تا حالا متهمان بعد از دستگيري ادعا هم ميكنند كه شما گفتيد: «او بعد از دستگيري در بازجوييها مدعي شد راز توليد شيشه را در آمريكا ياد گرفته است»؟؟؟!!!
آقاي الف نون ب اينجوري كه شما توي صفحه جهان روز شمار زديد تير ماه سال 85 عراق قهرمان جام ملتهاي آسيا شده و ايران مربياش امير قلعه نويي بوده در حالي كه ما توي همون سال و همون زمان داشتيم با مربيگري برانكو توي جام جهاني حريفان قدرتمندمون را لت و پار ميشديم(!) پس پيدا كنيد پرتقال فروش را!
(ما الحال يه لنگ دستمونه و منتظريم تا جلوي توده كشت عزيز بندازيمش)
تمشك كوچولوي اين هفته هم مشتركا ميرسه به: ه ر چند = هر چند (كوتاه از ميان نامهها)، عطار = عطار (چهره * هفته)، راستي كنار موجود سه پايه بالاي صفحه 38 هم يك عدد «كه» قبل از اسم جان كريستوفر غيب شده (ممنون از توده كشت)
گشتم نبود بگرد شايد باشه...
نظرات برگزيده خوانندگان (گاهي خلاصه شده)
تودهكشت: چرا اينهفته مجله اينقدر يخه؟ فقط يادداشتها و رويدادها رو خوندم( دريغ از يه لبخند! )
زهرا: ...به نظر من صفحات چهره در هفته بد نيست ...طرح جلد جالب بود.
دروغگوي خوشحافظه: تا اينجا:1. يه تمشک به ايمان جليلي که يادداشتش اين سري اصلا به دلم ننشست. 2. يه تمشک ديگه به حامد فرحبخش به خاطر تيتر گزارش کراک. خداييش فکر کردم با لباس مبدل رفته تو کارگاه و از اين حرفا. نگو قبلا اونجا رو تکوندن بعد آقا رفته فقط عکس گرفته. 3. يکي به عيسي محمدي بگه که همون گوشي بي بلوتوث خودش هم گزينه اي داره به اسم: silent!!!! 4. عيسي يه تمشک ديگه مي گيره به خاطر تکرار روي مخ: اگه نخورديم نون .... !!! فعلا يه مرباي تمشک درست کنين تا بعد. ولي خداييش مدتيه کليت مجله دوباره برگشته بالا. چند وقت پيش خيلي افت کرده بود.
زاغچه: الان مجله رو گرفتم. اين پارسالي ها رو هم نگاه کردم. خداييش قبلي ها بهتر بود! بي قصد و غرض! حالا يا سوژه کم تر شده به مرور زمان!! يا......... رمجله کمي داره راکد ميشه و اين خيلي بده! هنوز چيزي پيدا نکردم بخوام بهش گوي بدم! فقط اعصابم خط خطي شد از بس براي اين مجله فايل هام رو فرستادم و يا نرسيد دستشون يا گفتن با ورد!! 2003 بنويس!! به جان خودم من با ورد 2003 مي نويسم!! يک تمشک اساسي خدمت قسمت ارتباط با خوانندگان مجله وزين همشهري جوان!!
علياكبر: اين هفته مجله چنگي به دل نمي زد...به جز آرتور سي کلارک و موضوع ويژه ... راستي يه گوي (ابوالفضل: احتمالا منظورتون تمشكه!) هم به اشتباهي که در صفحه 49 به ياد سهراب داشتيم اختصاص بده..چون در شماره 127 ص 49 همچين چيزي قبلا نداشتيم...
پدرخوانده: ميخوام اينبار يه ذره متفاوت تر نظر بدم , به بزرگي خودتون ببخشيد : آقاي جليلي عزيز اول با نانوشته ي شما همذات پنداري کردم , از اينکه آدمهايي پيدا ميشوند که آدم را گوسفند هم حساب نميکنند , ولي کمي که بيشتر به اين يادداشت فکر کردم , ديدم بله !بايد هم همينطور باشه ! از يک مجموعه ي بزرگ که شروع کنيد همين وضعه !تا کوچکترين مجموعه!حتي موقع درس خوندن هم چند باري از اين ماجراها بين گروههاي دانش آموزي پيش اومد ولي خوب چرا به کسي از ما برنخورد ؟ چون همين بوده از اول! و من به اين ميگم فرو افتادن انسانها !خوب شد اين کلمه رو به کار بردم چون يک جمله از کافکا به ذهنم اومد , کافکا ميگه: گاهي احساس ميکنم که من ! فروافتادن انسان را بهتر از هر کسي ميفهمم ! و منم احساس ميکنم مثل کافکا اين سقوط رو ميبينم و درک ميکنم ! نميدانم شما در مجله چطور کار ميکنيد ؟ فکر نميکنيد شما هم همين اشتباهات رو تکرار نميکنيد ؟ شايعه پشت شايعه ! پس بهتر است اول از خودمان شروع کنيم تا .....
دروغگوي خوشحافظه2: به عنوان يکی از طرفداران سينه چاکان عاشقان و... صدای استاد ناظری از مطلب مربوط به کارهايشان تشکر می کنم. راهنمای خوبی بود (نسبتا البته) برای آنهايی که ناظری را خوب نمی شناسند. ما که با هر آلبوم ايشان صد دفعه می ميریم و زنده می شيم. مطلب داستانهای علمی تخيلی هم خوب بود. با وجود اينکه به اعتقاد من جای استنيسلاو لم روی آن ريل زمانی خيلی خالی بود مهمان هفته هم عالی بود. حضور پله واقعا شگفت زده ام کرد.دست مريزاد. (اين ها هم تلافی اون همه تمشک قبلی که داده بودم)
هادي: سلام و اين هم نظر من درباره اين شماره : جلد خوب نبود. رويداد هاي هفته : روز به روز بدتر از ديروز. چهره هاي هفته : هنوز جا نيفتاده. گفتگو با صابر ابر : خوب بود ولي ميتونست بهتر باشه. مطلب درباره فيلم 1408 عالي. بقيه مجله رو هنوز وقت نکردم بخونم
نقداغ:
ابوالفضل ناظمي: من هويج پخته، عشق آرسنالم!
آقاي نمي دونم كي! سلام. به نظرتون چه نيازي وجود داره كه ما قلبهاي بادكنك واري كه از بالاي سر شما به هوا ميره و پس از مسافتي كوتاه پاقي ميكنه را ببينيم؟ چي؟ قضيه از چه قراره؟ يه نگاه اگه به ستون برنامه بازيهاي فوتبال هفته سمت چپ صفحه رويداد * هفته ورزشي بندازيد قضيه دستتون مياد... خب به ما چه كه جذابيت توي فوتبال جزيره براي شما صدرنشيني منچستره؟ يا اينكه توي اسپانيا شما فقط از بردن تيم اسپانيا مسرور و مشعوف ميشيد؟ يا اينكه «رئال مادريد هم كه تيم نيست» آخه اين حرفه؟ يا اينكه از بين چند حريف مدعي قهرماني به خصوص رم شما فرموديد « ... و يووه شانسي براي قهرماني ندارد»؟
واقعا متاسفم اما تصور ميكنم شما مجله را با وبلاگ شخصيتون اشتباه گرفتيد.
خبر بد ديگر اين هفته هم به روز نكردن وبلاگ انسيه خانمه. نميدونم اما حس ميكنم اگه وبلاگ «همشهري جوان» وجود نداشته باشه وجود وبلاگي به اسم «همشهري جوان 2» هم بيمعني به نظر ميرسه. (اين يك تهديد است)
ادامه دارد...

ياد ايام...
۸۶/۱/۲۵ (۱۱۲) ←
بخوانيد
پيش درآمد
اولين سلام ما را در سال جديد پذيرا باشيد. اميدوارم سالي سرشار از موفقيت براي مجله همشهري جوان و دوستداران آن در پيش رو داشته باشيم.
همونطور كه مستحضريد توي پست قبلي دو نظرسنجي گذاشته بوديم كه شما دوستان لطف كرديد و نظرتون را اونجا در كرديد. ما هم نظرات شما را بررسي كرديم و نتيجه گيري كرديم.
توي نظرسنجي اولي در مورد بهترين و بدترين طرح جلد به انتخاب بهترين طرح شما 3 امتياز، به دومين انتخاب 2 امتياز و به سومين انتخاب 1 امتياز داديم (بيشتر از سه تا را زير سبيلمون رد كرديم!) و به انتخاب بدترين طرح هم 3 امتياز منفي، به دومين انتخاب 2 امتياز منفي و به سومين انتخاب 1 امتياز منفي داديم و اين نتايج به دست اومد:

ضمن اينكه توي نظرسنجي دوم هم صفحه راهنما با 3 راي، صفحات ورزش و موسيقي و گزارشهايي كه ناخوشايند بوده با 2 راي و گالري و دانش و موفقيت و تبليغات غاصب صفحه ميهمان هفته هر يك با 1 راي شانس اين را دارند كه جهت شيشه پاك كردن مصرف شوند.
راستي منتظر انتخاب شما جهت گوي خوانندگان اين هفته هستيم.
گوي و تمشكهاي اين هفته:
خب اولين شماره سال جديده و اولين گوي سال كه ايشالا با بركت باشه: ضمن تشكر از صفحه سبك زندگي به خاطر مطالب جامع و صفحهآرايي خوبش تقديم ميكنيم به صفحه بسمالله. (با توجه به اينكه صفحهاي كه گوي ميخواد به هيچ وجه نبايد تمشك داشته باشه طرح جلد اين هفته از رقابت كنار رفت)
گوي خوانندگان: ![]()
اولين تمشك امسال هم رسيد به صفحه اول مجله كه كمي تا قسمتي ما را تا مرز سكته پيش برد: آخه مرد حسابي مجله 68 صفحهاي را ميزني 64 صفحه كه چي؟ مي خواي همينجا دق كنيم؟؟؟ حيف اين طرح جلد نيست كه ما بهش تمشك بديم؟؟؟
توي صفحه رويداد × هفته اجتماعي متن «سال بينالتعطيلين!» را كه بخونيد متوجه ميشيد كه اول متن و آخر متن دقيقا عين هم بود. فكر ميكنم آقاي راوندي وسط نوشتن متن خوابش برده و يادش نمونده چي نوشته كه دوباره تكرارش كرده!
شنيديد ميگند: واي به روزي كه بگندد نمك!؟ حالا حكايت اين ستون گوي و تمشكه. اولين گويي را كه دادند اگه ببينيد متوجه ميشيد كه سه بار به جاي 12 فروردين نوشته 21 فروردين. بابا دست خوش! (با تشكر از يادآوري پريزاد)
در ستون كناري گزارش «چادر هلال احمر» اومده: «بچههاي چادر قرمز آمبولانس و دستگاه ... هم براي مواقع ضروري دارند...» اين دستگاه ... ديگه چه صيغهايه؟ نكنه به قول قند عسل بالاي 18 ساله و ما نبايد بدونيم؟؟؟
شرمنده آقاي جعفريان ميدونم خيلي دارم به پر و پاتون ميپيچم اما خب چيكار ميشه كرد اون بالاي صفحه سينما اسم اين «يوجين اونيل» بيچاره را نوشتيد «يوجين دونيل». خوشتون مياد يكي اسمتون را اشتباهي بنويسه!
يه حرف بالاي 18 سال هم توي مقدمه موضوع ويژه بود: اونجا كه يه نقل قول ميگه «فقط درباره 2 شغل ميتوان فيلم ساخت يكي دزدها و ديگري...» خب ننويسيد و خِلاص
قضيه اين خلاصهنويسيهاي صفحه روزها چي بود؟؟؟ توي صفحه 51 صدا را به اختصار «ص» نوشته بود و توي صفحه 52 هم كه كل يوم تمام شمارهها «ش» و تمام صفحهها «ص» درج شده بود؟ بعد هم بگيد ما اصفهانيها خسيسيم! (اما از حق نگذريم تبليغ ژيانتون حرف نداشت)
لا موجود
لا موجود
لينكهاي مكمل
شناسنامه ورزشي و گالري تصاوير كريم باقري
حسين رضازاده در ويكيپديا
علي دايي در ويكيپديا - وبلاگ هواداران و آلبوم تصاوير
مرحوم داود اسدي
مهران مديري: در ويكيپديا - سايت رسمي 1 و 2 - گروه هواداران - كلوب هواداران و اين هم وبلاگ يكي از دوستان خودمون در مورد مرد هزار چهره (كافه خودموني)
وودي آلن: در ويكيپديا 1 و 2 – سايت رسمي – Yahoo movie – كارنامه هنري – نمونهاي از سبك نوشتاري - دانلود كتابي از او و چند گفتار از او
سايت رسمي محمدرضا هدايتي، اين هم آلبومهاش
نيكوس كازانتزاكيس در ويكيپديا ، در كتاب نيوز ، دانلود دو تا از كتابهاي او و چند گفتار از او
سيد علي صالحي: سايت اختصاصي ،ديوان اشعار ،ويكيپديا ، نامهها ، سايت علاقهمندان ،دانلود اشعار
شهيد مرتضي آويني: سايت اختصاصي ( 1 و 2 )، مركز اطلاع رساني شهيد آويني
كاوه گلستان: عكسهاي دوران انقلاب
سايت اختصاصي محوطه تاريخي هفت تپه
سوزان سونتاگ: مصاحبات و گفتهها و بيوگرافي و ... ، نگاهي به زندگي سينمايي او ، نمونهاي از آثار او
نظرات برگزيده خوانندگان (گاهي خلاصه شده)
توده كشت: بالاخره مجله در اومد. وقتي امروز صبح خريدمش متوجه اولين تغيير شدم:. جنس جلدش عوض شده نه؟ دو قدم جلو تر رفتم دومين تغيير را ديدم مجله سبكتر شده . تغييرات داخل مجله هم كه.. شما اگه ديديد ماهم ديديم. البته در اين ميان هستند كساني كه جمع كردن همه چهره هاي هفته در يك جا يا تغيير رنگ قالب صفحات را تغيير اساسي به حساب مي آورند. اين تغييرات شگرف را به اين دوستان تبريك مي گويم.
زاغچه: ... طرح روي جلد خيلي عالي بود. تغيير قالب صفحات، بهترش کرده ولي به قول توده کشت تغيير به حساب نمياد! ما هرچي زور زديم تا از صفحات رويداد در هفته چيز جديدي جز اون قبلي ها در بياريم نشد که نشد. پرونده اي که براي مديري رفته بودند هم اصلا چنگي به دل نمي زد. ناگفته هاي بيشتر فکر کنم در مورد کارهاي مديري وجود داشته باشه.
مهدي صالحپور: عالي بود! همه مطالب از جلد تا ميهمان هفته! کل موضوع ويژه رو خوندم... دقت کرديد که الف.ن.ب چه ترکونده بود؟! فقط مونده بياد طراحي جلد کنه!!!
هادي: جلد مجله عالي بود مطلب سعيد جعفريان درباره وودي الن معرکه بود همينجا يه تشکر توپ بايد ازش داشته باشم همچنين ستارگان جوان اينده فوتبال
يك انسان نه چندان معمولي: دو حالت داريم :يا آدمهاي مهم مجله را داخل نشريات حساب نميکنند , يا اينکه که همشري جوان دارد سقوط ميكند ! يادداشت علي پروين ؟؟؟؟؟؟ واقعا تاسف برانگيز نيست !بين اين همه ادم مهم ؟
دروغگوي خوش حافظه: يک گوي هم به اشتباهاي چاپي تقريبا بي نهايت روز ها بدين. همش کلمه!!!هاي يه حرفي!!! بسم الله فوق العاده بود من که حال کردم.
علي اكبر: دو صفحه اي که به چهره در هفته اختصاص داده بودند جالب بود... کلا مجله خوب بود...
يك انسان نه چندان معمولي2: وودي آلن !محشر بود , و بايد يک تشکر ويژه هم از آقاي اسيوند کرد! بي شک کازانتزاکيس نويسنده ي بزرگي است که بين نسل جديد ناشناخته مانده است ,همين نوشتن از شخصيتها باعث ميشود نسل جديد وکتاب نخوان با اين نويسنده ي بزرگ آشنا شوند ! مسيح باز مصلوب ,زورباي يوناني , و.......... فقط در مورد يک موضوع کم کاري شده بود و آن هم بازتاب کتابهاي کازانتزاکيس در جامعه بود ! اينکه بازتاب کتابها بين عموم مردم , يا کليسا و افراد خاص چطور بود ؟ و اينکه توسط کليسا ! تکفير شده بود ! آقاي اسيوند صميمانه متشکرم
پريسا: مهمان هفته محشر بود، چقدر خوب است که هي جاي اين مهمان هفته تبليغات نگذارند! اون پاراگراف اول موفقيت هم خيلي تاثير گذار بود، خيلي... گام هاي من براي رفتن سست شد... ولي يه نکته داخل پرانتز، مصاحبه اي که من با امير ژوله در همين حوالي خواندم خيلي روشنگرانه تر از موضوع ويژه اين شماره بود! تو اون مصاحبه من جواب نصف سئوالاتم را راجع به مرد هزار چهره گرفتم، از تبديل شدن 15 قسمت به 13 قسمت تا باقي قضايا!
نقداغ:
ابوالفضل ناظمي: من هويج پخته، چندين سال دارم!
باشه به روي خودمون نميآريم كه يه هفته بدون ه. ج. چطور گذشت...
باور كنيد من يه خواننده ساده هستم. نه عشق فيلم بودم نه عشق كتاب بودم نه از مباحث روانشناسي خوشم ميومد و نه آثار باستاني كشورم را آنچنان كه بايد و شايد ميشناختم. اما الان تمام اين آيتم ها را تا حدودي پيدا كردم و اون هم فقط به خاطر همنشيني با اين مجله دوست داشتني بوده. تمام اين علاقه ها هم به خاطر ساده نويسي و سبك جوان نويسندگان مجله بوده در حالي كه اين هفته با تمام وجودم حس كردم از صفحه سينمايي هيچ چيزي نمي فهمم و موقع خوندنش فقط آرزو داشتم هر چه سريعتر اين صفحه تموم بشه. مي دونم براي جمعآوري مطلبش زحمت زيادي كشيده شده و مي دونم كه آقاي جعفريان كارشون حرف نداره و مي دونم كه خيلي ها اين صفحه را يكي از بهترين صفحات اين شماره مي دونند اما من به عنوان يه خواننده ساده زجر كشيدم از اين همه اطلاعات و متن سنگين كه به نظرم زبانش با زبان بقيه مجله فرق داشت. آقاي جعفريان لطفا جوري بنويسيد كه از فردا هويج پختهها هم با علاقه برن ويدئو كلوپ سر كوچه فيلم كرايه كنند.
ادامه دارد...




